تبليغاتX
خط خون

خط خون

شهادت هنر مردان خداست

بزرگ مرد تاريخ

 
پيوندهاي روزانه
 
لوگوي دوستان
گنجينه احاديث

جستجو گر گوگل


 بیایید واقعا شهدا گونه باشیم ، نه اینکه فقط دم از شهدا بزنیم و ... !

مدیر این وبلاگ به دلایلی (خودمان و خودش می دانیم) عوض شد...


   نوشته شده در 90/07/29  توسط id 



وصيت نامه شهيد محمد جهان آرا




از روزي که جنگ آغاز شد تا لحظه اي که خرمشهر سقوط کرد يک ماه بطور مداوم کربلا را مي ديدم. «ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الکافرين».

بارپرودگارا، اي رب العالمين، اي غياث المستغيثين و اي حبيب قلبو الصالحين.
تو را شکر مي گيوم که شربت شهادت اين گونه راه رسيدن انسان به خودت را به من بنده ي فقير و حقير و گناهکار خود ارزاني داشتي.

من براي کسي وصيتي ندارم ولي يک مشت درد و رنج دارم که بر اين صفحه ي کاغذ مي خواهم همچون تيري بر قلب سياه دلاني که اين آزادي را حس نکرده اند و بر سر اموال اين دنيا ملتي را، امتي را و جهاني را به نيستي و نابودي مي کشانند، فرو آورم.

خداوندا! تو خود شاهدي که من تعهد اين آزادي را با گذراندن تمام وقت و هستي خويش ارج نهادم. با تمام دردها و رنج هايي که بعد از انقلاب بر جانم وارد شد صبر و شکيبايي کردم ولي اين را مي دانم که اين سران تازه به دوران رسيده، نعمت آزادي را درک نکرده اند چون دربند نبوده اند يا در گوشه هاي ترياهاي پاريس، لندن و هامبورگ بوده اند و يا در ...

و تو اي امامم! اي که به اندازه ي تمام قرنها سختي ها و رنج ها کشيدي از دست اين نابخردان خرد همه چيزدان! لحظه لحظه اي اين زندگي بر تو همچن نوح، موسي و عيسي و محمد (ص) گذشت.

ولي تو اي امام و اي عصاره ي تاريخ بدان که با حرکتت، حرکت اسلام را در تاريخ جديد شروع کردي و آزادي مستضعفان جهان را تضمين کردي. ولي اي امام کيست که اين همه رنجها و دردهاي تو را درک کند؟! کيست که دريابد لحظه اي کوتاهي از اين حرکت به هر عنوان، خيانتي به تاريخ انسانيت و کليه انسان هاي حاغضر و آينده تاريخ مي باشد؟

اي امام! درد تو را، رنج تو را مي دانم چه کساني با جان مي خرند، جوان با ايمان، که هستي و زندگي تازه ي خويش را در راه هدف رسيدن حکومت عدل اسلامي فدا مي کند. بله اي امام! درد تو را جوانان درک مي کنند، اينان که از مال دنيا فقط و فقط رهبري تو را دارند و جان خويش را براي هدفت که اسلام است فدا مي کنند.


اي امام تا لحظه اي که خون در رگ هاي ما جوانان پاک اسلام وجود دارد لحظه اي نمي گذاريم که خط پيامبر گونه تو که به خط انبياء و اولياء وصل است به انحراف کشيده شود.
اي امام! من به عنوان کسي که شايد کربلاي حسيني را در کربلاي خرمشهر ديده ام سخني با تو دارم که از اعماق جانم و از پرپر شدن جوانان خرمشهري برمي خيزد و آن، اين است؛
اي امام! از روزي که جنگ آغاز شد تا لحظه اي که خرمشهر سقوط کرد من يک ماه بطور مداوم کربلا را مي ديدم هر روز که حمله ي دشمن بر برادران سخت مي شد و فرياد آنها بي سيم را از کار مي انداخت و هيچ راه نجاتي نبود به اتاق مي رفتم، گريه را آغاز مي کردم و فرياد مي زدم اي رب العالمين بر ما مپسند ذلت و خواري را.
شادی روح همه ی شهدا صلوات


   نوشته شده در 90/07/25  توسط id 



 

همیشه زنده های تاریخ

شهیدانی که جان در بقچه کردند

 

خدایا بین بر احوالم چه کردند

 

چو طفلی کو کند با خاک بازی

 

همینان  مرگ را بازیچه کردند

 

 

برای شادیشان صلوات

 


   نوشته شده در 89/09/08  توسط id 



موضوع:

 

چفیه ام کو ؟! چه کسی بود صدا زد : هیهات !! عشق من کو ؟! مهربان مونس شب تا به سحرگاه

ام کو؟! چفیه ی شاهد اشکم به کجاست ؟!من چرا واماندم ؟! مأمن این دل طوفانی بی ساحل کو

؟! ای سحرگاه ! تو را جان شمیم نرگس ، چفیه منتظر صبح کجاست ؟! تربت کرب و بلا ! تو

بگو چفیه ی سجاده چه شد ؟ ای مفاتیح ! بگو همدم دیرینه ی نجوایت کو ؟! آی مردم ، به خدا می

میرم !! مرگ بی چفیه ! خدایا هیهات !! چفیه ام را به دلم باز دهید. عهد ما ، عهد وفا بود و صفا

بود و ابد! گر چه من بد کردم ولی ای چفیه ! بدان بی تو دلم می میرد !!

 


   نوشته شده در 89/08/16  توسط id 



موضوع:

 

چو تاريخ گويد ز خون شهيد
روايت كند از جنون شهيد
چو ديوانه در راه حق مي‌شود
دگر بنده شاه حق مي‌شود
شهيد و شهادت به اسم حسين
مسمي گرفتند به رسم حسين

کمی طولانیه ادامش تو ادامه مطلب


   نوشته شده در 89/08/07  توسط id 



موضوع:

یه شعر ناب از رهبرمون


ز آه سینه سوزان ترانه می سازم

چو نی ز مایه جان این فسانه می سازم



به غمگساری یاران چو شمع می سوزم

برای اشک دمادم بهانه می سازم



پر نسیم به خوناب اشک می شویم

پیامی از دل خونین روانه می سازم



نمی کنم دل از این عرصه شقایق فام


کنار لاله رخان آشیانه می سازم



در آستان به خون خفتگان وادی عشق

برون ز عالم اسباب ، خانه می سازم



چو شمع بر سر هر کشته می گذارم جان

ز یک شراره هزاران زبانه می سازم



زه پاره های دل من شلمچه رنگین است

سخن چو بلبل از آن عاشقانه می سازم




سر و دل و جان را به خاک می فکنم

برای قبر تو چندین نشانه می سازم



   نوشته شده در 89/07/22  توسط id 



 

همه انسانها مي ميرند ولي شهيدان اين سرنوشت همگاني را به بهترين وجه سپري  كردند ، وقتي قرار است اين جان براي انسان نماند چه بهتر در راه خدا اين رفتن انجام بگيرد.

***

مهمترين امتياز شهداي ما نسبت به كساني كه در ساير كشورها در راه آرمانهاي خود فداكاري مي كنند انتخاب آگاهانه و به دور از احساس است.

***

مظهر قدرت ايران شهدا هستند.

***

هر شهيد پرچمي براي استقلال و شرف اين ملت است.


   نوشته شده در 89/07/19  توسط id 



موضوع:
 

تو ادامه ی مطلب یه شعر ناب از شهید چمران هست

بخونینش


   نوشته شده در 89/07/07  توسط id 



موضوع:

معراجيان از شط خون معراج کردند
با داغ خود صبر مرا تاراج کردند

ياران من رفتند و من در خواب ماندم
در خواب سنگين با دلي بي تاب ماندم

ياران من در کار خود هشيار بودند
هرچند مست از باده ي ايثار بودند

ياران من جان بر سر باور نهادند
بر خط ايمان دست و پا و سر نهادند

ياران من رفتند و من مهجور ماندم
من با جهاني آرزو در گور ماندم


   نوشته شده در 89/07/04  توسط id 



موضوع:
سلام من امروز ۲ روزه که سرباز امام زمان شدم (طلبه)

خیلی خیلی خوشحالم


   نوشته شده در 89/07/03  توسط id 



آخرين مطالب



مقام معظم رهبري

درباره ما ...
 
 
موضوعات
 
 
نويسندگان
Basij Nasr